بشکن قرق را ماه من !!!
یا راحم العبرات
می گردم و سرگردانم
قرارمون این نبود !
هم خودت میدونی و هم من
کوچه به کوچه گز میکنم
پاهام نفس بریده تر از نگاهت !
جاده ها را تا کجا زنجیرم کردی؟
نه ! خودت هم خوب میدونی
غروب رسم هم پروازی نیست
نگاه تسلیم اشک نوازی نیست
بهارم خسته شد و هنوز آغازی نیست !
اما باز هم میگردم !
قرارمون مثل همیشه :
کوچه میون مردم نگاه به نگاه
حرفی نمیزنم حرفی نیست !
تنها چشمهام چشمهات و به حرف میاره
تو خلوتی که سکوت برای من و تو پهن میکنه !
می بینی هنوز هم قانون تو منو عاشق میکنه
عاشقم و عاشق تر از قرار پیش !!!!!!!!!!!!!!!!
امشب زپشت ابر ها بیرون نیامد ماه
بشکن قرق را ماه من بیرون بیا امشب
گشتم تمام کوچه هارا یک نفس هم نیست
شاید که بخشیدن دنیا را به ما امشب ..........
محمد علی بهمنی
سلام به همه دوستای عزیزم
بعد از چندی سکوت بازهم هوای نوشتن به سر زد و بی قراری دل
اما با این حال تنها به نوشته های گرم شما رونق دل و وب زنده میشه
دوستتون دارم
یا علی !خداحافظ
+
نوشته شده در دوشنبه 1387/02/16ساعت 12:33 توسط یه تنها
|

|